خودمونی

حرفهای دل

خودمونی

حرفهای دل

نمیخوام هیچ کس دوسم داشته باشه  .  

همه ولم کنید برین دنبال زندگیتون. به خدا خستم.دلم میخواد واسه خودم باشم .  

لعنتییییییییییی. لعنت به زندگی/ دیگه نمیکشم به خدا. هیچ انگیزه ای برای هیچ کاری ندارم. زدم به سیم اخر. موقع رانندگی چشمام خیره میشه به یه جایی. فقط گاز میدم ولایی میکشم . نمیدونم میخوام به کجا برسم. که چی مثلا زود برسم. حوصله وایسادن پشت سر یه سری ادما که مواظبن ماشینشون زخمی نشه . کسی بهشون نزنه و ندارم. 

موقع پیاده روی هم تند تند از کنار ادما رد میشم .  

تموم شه . همه چی تموم شه من راحت شم. خدایا واقعا چرا من و نگه داشتی. هان؟ 

نمیخوام به هیچی فک کنم. حتی به اینکه امشب تا جمعه پیش زنشه. نمیخوام فک کنم که چیکار میکنن. نمیخوام فک کنم که دارم ذره ذره اب میشم .  

خدایا هنوز منتظر یه خبرم. التماست میکنم تا اخر هفته یه خبر ازش بهم  برسه. در حد یه اس ام اس یا یه پی ام. خواهش میکنم خدایا. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد